لا اقسم بهذا البلد
ای نخل!
نخاعم را بریدی
لا اقسم بهذا البلد
ای نخل!
نخاعم را بریدی
و روح خدا روی توده های تاریک بخار حرکت می کرد
) عهد عتیق(
ای خواب!
عصرانه ام را کدر می کنی
من نهنگ غمگین مادرم هستم
و نوار ساحلی خانه ام را می بینم
می سوزد
می بینم که می سوزد
و من دست به آب
بلد نیستم ببرم
از سطح خوابم دست بکش
تکلم
دعای من بود
روی این مرز لال
دست به دست می رفتم
و مرگ ساعت چهار
به من فکر کرد
و خاک
تکلم خانه
با چشم های من بود
تفسیر رویا
این کابوس
سه ثانیه طول کشید
تو هم که نباشی
روزی سه بار
پشت این چراغ می میرم
بودا سبز می شود
شمس از قونیه
با قطار بر می گردد
و از دست کسی
کاری ساخته نیست
تو هم که نباشی
رنگ های روسری قرمز نمی شود
دوشنبه بودا به خانه ام نمی آید
و کسی دل نمی سوزد
به حال این کیف سیاه تزاری
که افتاده روی ملکوت پیاده رو
آه!
شمس غائب این اتوبان شلوغ
بودای دوشنبه ام!
من مسیرها را سه بار
با هواپیما
با ریل
با عطف نازک کتاب
با جریان مخوف سیال ذهن
برگشتم
و دیدم روی شانه ام
آفتابگردان گل داده
سکه می ریزد از جیب خیابان
و تنم دارد از فلزی مشترک
رد می شود.