خانه ای جدید در آمریکا منتشر شد

11 02 2009

دفتر اول شعرهای ریچارد براتیگان” خانه ای جدید در آمریکا” شامل پنج دفتر از شعرهای این شاعر آمریکایی با ترجمه ی محسن بوالحسنی و سیناکمال آبادی توسط نشر رسش منتشر شد.

در این مجموعه دفترهای : چای مرمر را دم کن، مرز اختاپوس، همه زیر نظر ماشین های مهربان، قرص علیه فاجعه اسپرینگ هیل، رمل تا دل مصر؛ آورده شده است. جلد دوم این مجموعه با عنوان ” لطفا این کتاب را بکارید” مراحل مجوز را طی می کند.

در پشت جلد این کتاب آمده است:

شعر براتیگان نمونه ی کاملی ست از شعر زمینی؛ شعری که بدون تحمیل تئوری ها و فلسفه های ادبی مخاطبش را آرام آرام تا پایان با خود همراه می کند. براتیگان را یکی از چهره های تاثیر گذار جریانی می دانند که بعدها به جنبش “نسل بیت” شهرت یافت.

 

مراکز پخش در تهران: گزیده – 66492962     گسترش فرهنگ و مطالعات:88660834

شعری از این مجموعه:

 عشاق

 

 

 

اتاق خوابش را عوض کردم.

سقف را چهار فوت بالابردم.

همه چیزش را برداشتم

(به هم ریخته‌گیِ زندگی‌اش را!)

دیوارها را سفید کردم.

آرامشی رویایی

در اتاق جا گذاشتم.

سکوتی عطر آگین

درتخت فلزی کوتاهش

قرار دادم

با ملافه‌ی سفید اطلس.

و در آستانه‌ی در ایستادم

خوابش را تماشا کنم.

جمع شده بود

وَ روی‌گردان‌ از من!





جلد اول براتیگان

1 02 2009

جلد اول کتاب ریچارد  براتیگان بدبخت  – خانه ای جدید در آمریکا

بالاخره از زیر چاپ بیرون آمد و هفته ی آینده پخش خواهد شد

همین

و السلام من تبع الهدی





این دو شعر تازه نیست،تازیانه است

26 01 2009

 

برخی مداومت‌ها…

این روزها مدام
آدم‌ها را اعدام می‌کنند
در این بین عده‌ای دانشگاه می‌روند
برای فردوسی کلاه
برای فروغ ریمل
برای شاملو سنگ قبر می‌پزند
طبیعتاً عده‌ای شهید می‌شوند
و راست راست
از خواب‌های حدود 2 شب
حرف می‌زنند

فقط من
پشت سرم را نگاه می‌کنم
و صاف
تا روز الست می‌خوابم.

سل لول

بله!
صدای خودش بود
و مثل وقتی که دست‌هایت را
از کلاس آویزان می‌کنی
پریشانم.
چقدر بگویم
این تلفن را من کشف نمی‌کنم
و این بار توی مسیر تیمارستان
حتماً تو پشت سرم باش
باشد که فرشته‌هایم را
یکی یکی بکُشم
سهم‌ام را بدهم به تو
یک لول
دو لول
سه لول
با این شش لول خلاصم کن
درست اینجا
کنار این دایره

زمان مثل فیلم‌های هالیوود
ایستاده
من راه می‌روم
روی شقیقه یک اسب راه می‌روم
اسب بال دارد
دارد می دود روی کتاب
و کی بود که از زمینه‌ی بنفش
همیشه سرش درد می‌گرفت.

قسم می‌خورم که خودش بود
مثل صدای فروغ
روی راه‌راه عابر پیاده
پشت چراغ قرمز
دستی از پشت پنجره تکان می‌خورد
غروب شده بود
من پلیس بودم
و از جنازه یک پریِ دریایی
توی بغل منوچهر آتشی
نمونه برداری می‌کردم.





شعر کوتاهتر

22 01 2009

 

لا اقسم بهذا البلد

 

 
ای نخل!

نخاعم را بریدی 

 

 

 





شعر امروز

18 01 2009

 

و روح خدا روی توده های تاریک بخار حرکت می کرد

)                                                                   عهد عتیق(

 

 

 

ای خواب!

عصرانه ام را کدر می کنی

 

 من نهنگ غمگین مادرم هستم

و نوار ساحلی خانه ام را می بینم

می سوزد

می بینم که می سوزد

و من دست به آب

بلد نیستم ببرم

 

از سطح خوابم دست بکش

تکلم

دعای من بود

روی این مرز لال

 

دست به دست می رفتم

و مرگ ساعت چهار

به من فکر کرد

 

و خاک

تکلم خانه

با چشم های من بود

 

 

 





فروید را از اول بنویس!

17 01 2009


تفسیر رویا

 

این کابوس

سه ثانیه طول کشید

 

 

 

 





بودای دوشنبه

14 01 2009

 

تو هم که نباشی

روزی سه بار

پشت این چراغ می میرم

بودا سبز می شود

شمس از قونیه

با قطار بر می گردد

و از دست کسی

کاری ساخته نیست

 

تو هم که نباشی

رنگ های روسری قرمز نمی شود

دوشنبه بودا به خانه ام نمی آید

و کسی دل نمی سوزد

به حال این کیف سیاه تزاری

که افتاده روی ملکوت پیاده رو

آه!

شمس غائب این اتوبان شلوغ

بودای دوشنبه ام!

من مسیرها را سه بار

با هواپیما

با ریل

با عطف نازک کتاب

با جریان مخوف سیال ذهن

برگشتم

و دیدم روی شانه ام

آفتابگردان گل داده

سکه می ریزد از جیب خیابان

و تنم دارد از فلزی مشترک

رد می شود.

 

 





خانه اما همیشه دلتنگی ست

14 01 2009

من به این خانه آمدم و خانه ها همیشه روز اول فقط زوایای مرموز و دشمن خود را به آدم نشان می دهند. باید زبان خانه ها را پیدا کرد و با آن ها به زبان خانه ای حرف زد. و گرنه خانه مثل سقف و ستون روی کلمات گلشیری می ریزد و از هیچ کس هم البته خبری نخواهد شد … ولی من فعلا با این  خانه حرف می زنم . باید حضورم را بفهمد و بفهمد که باید بفهممش!

 

ای خانه!

خلوتم را به هم نزن!





این باشد برای اولین

13 01 2009

من خانه ام را عوض نمی کنم ، از دست می دهم